مدیریت استرس

۳ تکنیک بداهه‌پردازی مبتنی بر پژوهش برای مدیریت استرس

چگونه تمرین‌های الهام‌گرفته از بداهه می‌توانند سیستم عصبی را تنظیم کنند، استرس را مدیریت کنند و ذهن را از انفعال به خلاقیت ببرند؟

استرس دیگر یک وضعیت گذرا نیست؛ به بخشی از ریتم روزمره تبدیل شده است. نااطمینانی اقتصادی، تغییرات پی‌درپی در محیط‌های کاری، موج‌های تعدیل نیرو و حتی پیشامدهای ساده‌ای مثل ترافیک‌های ناگهانی، بسیاری را در سطحی دائمی از اضطراب خفیف نگه می‌دارند.

با این حال، تاب‌آوری—توانایی حفظ آرامش، انعطاف‌پذیری و خلاقیت در مواجهه با فشار—صرفاً یک ویژگی ذاتی نیست. پژوهش‌ها نشان می‌دهد تاب‌آوری مهارتی قابل‌آموزش است؛ مهارتی که می‌توان آن را تمرین کرد و توسعه داد. جالب آن‌که بخشی از ابزارهای مؤثر در این زمینه از دنیای کمدی بداهه می‌آیند.

مطالعه‌ای که اخیرا توسط دانشمندان عصب پژوه انجام شده نشان می‌دهد فعالیت‌های بداهه‌پردازانه می‌توانند خلاقیت، اعتمادبه‌نفس و حتی کیفیت خواب را بهبود دهند—عواملی که همگی از عناصر کلیدی تاب‌آوری محسوب می‌شوند.

در ادامه، سه تمرین عملی الهام‌گرفته از بداهه‌پردازی معرفی می‌شود؛ تمرین‌هایی ساده اما مؤثر که به‌جای مقابله با سازوکار استرس، با آن هم‌راستا عمل می‌کنند.

ذهنیت «بله، و»؛ عبور از مقاومت به راه‌حل

در موقعیت‌های بحرانی، واکنش اولیه اغلب مقاومت، ناامیدی یا انجماد است. این واکنش تنها هیجانی نیست؛ ریشه‌ای عصبی دارد. زمانی که مغز تهدید را تشخیص می‌دهد—حتی در قالب یک ایمیل با عنوان «فوری»—بدن وارد چرخه جنگ، گریز یا انجماد می‌شود و تمرکز به بقا محدود می‌گردد.

در بداهه‌پردازی، قانون بنیادین «Yes, And» یا «بله، و» است. این اصل بر پذیرش واقعیت موجود و افزودن یک گام رو به جلو تأکید دارد. این رویکرد به معنای تسلیم یا تأیید بی‌چون‌وچرا نیست؛ بلکه به معنای پذیرفتن شرایط برای فعال‌کردن امکان عمل است.

از منظر سیستم عصبی، این تکنیک نوعی تنظیم هیجانی محسوب می‌شود. کاهش مقاومت، پیام امنیت به مغز می‌فرستد و فرد را از حالت بقا به وضعیت منعطف‌تر و راه‌حل‌محور منتقل می‌کند. حتی بیان یک جمله ساده مانند «بله، این اتفاق در حال رخ دادن است؛ و این یک اقدام کوچک است که می‌توان انجام داد» می‌تواند چرخه فلج ناشی از استرس را بشکند.

اخراج منتقد درونی؛ خاموش‌کردن صدای بازدارنده

یکی از منابع اصلی تشدید استرس، صدای منتقد درونی است؛ همان صدایی که پیش از هر اقدام می‌گوید «ایده‌ات ضعیف است» یا «خرابش می‌کنی». در بداهه‌پردازی، چنین مکثی جایی ندارد. عمل مقدم بر قضاوت است.

در بسیاری از کارگاه‌های آموزشی، نخستین تمرین «اخراج قاضی» است: شرکت‌کنندگان به‌صورت نمادین منتقد درونی خود را کنار می‌گذارند تا فضای امنی برای تجربه و آزمون شکل بگیرد. نتیجه معمولاً دوگانه است؛ هم احساس سبکی ایجاد می‌شود و هم تمرکز افزایش می‌یابد.

بیشتر بخوانید: هفت بار زمین بخور، هشت بار برخیز: راز تاب‌آوری در رهبری و کسب‌وکار

پژوهش‌های عصب‌شناختی نشان می‌دهد خودانتقادی مداوم با اضطراب بالاتر همراه است، در حالی که کاهش آن از طریق رویکردهای مبتنی بر خوددلسوزی، تنظیم هیجانی و انعطاف شناختی را تقویت می‌کند. نرم‌کردن قضاوت، پیش‌شرط تفکر شفاف و اقدام مؤثر است.

اگر عجیب به نظر می‌رسد، امتحانش کنید

یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای قطع چرخه استرس، انجام رفتاری غیرمنتظره و اندکی «عجیب» است. در بداهه، همین خروج از الگوی معمول، نقطه خلق موقعیت تازه است.

رفتارهای غیرعادی، ذهن را از حالت خودکار خارج می‌کنند و توجه را به لحظه حال می‌آورند. این فرایند دو کارکرد دارد: نخست، از طریق حرکت یا ژست، سیستم عصبی را تنظیم می‌کند؛ دوم، سختی شناختی را کاهش می‌دهد و فضای امکان‌های تازه را باز می‌کند.

یک تمرین ساده سه‌دقیقه‌ای می‌تواند چنین اثری داشته باشد:
برای ۳۰ ثانیه به اشیای اطراف اشاره کنید و نام آن‌ها را با صدای بلند بگویید. سپس مرحله دوم را آغاز کنید؛ به همان اشیا اشاره کنید اما نامی غیرمرتبط بر آن‌ها بگذارید. این جابه‌جایی ساده، الگوی خودکار ذهن را مختل می‌کند و انعطاف شناختی را فعال می‌سازد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد نام‌گذاری آنچه دیده یا احساس می‌شود، توجه را به اکنون بازمی‌گرداند و فعالیت سیستم عصبی را آرام می‌کند. ترکیب این تمرین با برهم‌زدن آگاهانه عادت‌های زبانی، زمینه‌ای برای خلاقیت بیشتر فراهم می‌کند.

بداهه به‌مثابه تمرین تاب‌آوری

هدف این تمرین‌ها تبدیل افراد به کمدین نیست. مسئله، بازسازی رابطه با استرس است. بداهه‌پردازی به‌عنوان یک رویکرد ذهنی، کمک می‌کند سیستم عصبی پاسخ‌گوتر شود و فرد به‌جای فروپاشی، با کنجکاوی به موقعیت نگاه کند.

استرس ممکن است از زندگی حذف نشود، اما می‌توان شیوه مواجهه با آن را تغییر داد. تمرین‌های ساده‌ای مانند «بله، و»، خاموش‌کردن منتقد درونی و انجام رفتارهای غیرمنتظره، ابزارهایی عملی برای بازپس‌گیری انعطاف ذهنی در شرایط فشار هستند—ابزارهایی که ریشه در هنر دارند اما پشتوانه علمی آن‌ها نیز روزبه‌روز روشن‌تر می‌شود.

منبع: +