بیشتر دورههای طراحی و هنر بهخوبی به شما یاد میدهند چگونه با نرمافزارها کار کنید، اصول طراحی را بشناسید و فرایندهای اجرایی را انجام دهید. اما معمولاً در آموزش مهارتهایی مانند کار کردن با مشتری، مدیریت روابط حرفهای یا مواجهه با بازخوردهای مبهمی که از سوی افراد غیرخلاق ارائه میشوند، ضعف دارند.
در حالیکه همین مهارتها هستند که دوام و موفقیت مسیر حرفهای شما را تعیین میکنند؛ مهارتهایی که بسیاری از طراحان به سختی و معمولاً در میانه پروژههایی که از کنترل خارج شدهاند، آنها را یاد میگیرند.
اگر قصد دارید بهعنوان یک طراح فریلنسر فعالیت کنید، این نکات از جمله مهمترین چیزهایی هستند که باید بدانید.
۱. بریف پروژه هرگز به آن اندازه که فکر میکنید شفاف نیست
بارها پیش میآید که مشتری جدیدی یک بریف جذاب و ظاهراً کامل برای شما ارسال میکند، اما هرچه بیشتر آن را میخوانید، ابهامات بیشتری پیدا میشود.
واقعیت این است که بسیاری از مشتریان تا زمانی که نمونهای واقعی مقابلشان قرار نگیرد، دقیقاً نمیدانند چه میخواهند؛ و حتی وقتی چیزی را میبینند، ممکن است متوجه شوند آن هم چیزی نیست که در ذهن داشتهاند.
این موضوع طبیعی است. افرادی که حرفهشان تصمیمگیریهای خلاقانه نیست، معمولاً به سطح جزئیاتی که یک طراح نیاز دارد فکر نمیکنند و حتی گاهی نمیدانند چگونه تصویری را که در ذهن دارند توصیف کنند.
بیشتر بخوانید: آیا باید از فریلنسری دست بکشید؟
بریفی که دریافت میکنید اغلب نقطه شروع است، نه یک دستورالعمل دقیق و نهایی.
یکی از مهمترین مهارتهای حرفهای، توانایی شکل دادن به گفتوگوی درست با مشتری پیش از آن است که حتی یک پیکسل جابهجا شود. باید بتوانید بفهمید مشتری واقعاً بابت چه چیزی نگران است و وقتی از واژههایی مثل «مینیمال»، «تمیز» یا «مدرن» استفاده میکند، دقیقاً چه منظوری دارد؛ چون ممکن است برداشت او با تصور شما کاملاً متفاوت باشد.
۲. با بازخوردهای دشوار مواجه خواهید شد
اولین باری که مشتری از کاری که طراحی کردهاید متنفر شود، تجربه شوکهکنندهای خواهد بود.
وقتی یک استاد دانشگاه کارتان را نقد میکند، در واقع در کنار شما قرار دارد و هدفش رشد و پیشرفت شماست. اما مشتریای که میگوید «این چیزی نیست که دنبالش بودیم» معمولاً اصلاً به شما فکر نمیکند. او فقط به نتیجهای متفاوت و البته در سریعترین زمان ممکن نیاز دارد.
بسیاری از طراحان برای مدتی این موضوع را شخصی تلقی میکنند و بعضیها حتی سالها از این مسئله عبور نمیکنند.
اما راهحل، داشتن پوست کلفتتر نیست؛ بلکه باید کنجکاوتر شوید.
دوباره به بریف برگردید و بررسی کنید مشتری واقعاً چه منظوری داشته است. چه چیزهایی را بیان نکرده؟ کجا سوءتفاهم ایجاد شده؟ آیا میتوان از روشهای ارتباطی متفاوتی، مثلاً ارائه نمونههای بصری، استفاده کرد؟
وقتی زاویه نگاهتان تغییر کند، بازخورد مشتری دیگر شبیه یک قضاوت شخصی نخواهد بود، بلکه به دادهای تبدیل میشود که به شما کمک میکند مسیر پروژه را اصلاح کنید.
۳. قیمتگذاری یک مهارت است، نه یک ویژگی شخصیتی
کمتر کسی دوست دارد درباره پول صحبت کند، اما با توجه به تغییرات گسترده صنعت طراحی و تأثیر هوش مصنوعی که طراحی بصری را بیش از هر زمان دیگری در دسترس عموم قرار داده، این موضوع امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
واقعیت این است که طراحان باید انعطافپذیرتر از گذشته باشند.
یاد گرفتن اینکه چگونه محدوده یک پروژه را مشخص کنید، میزان درآمد موردنیاز خود را محاسبه کنید و بدون عذرخواهی وارد گفتوگوهای مالی شوید، از مهارتهایی است که باید در کنار آموزش نرمافزارهایی مانند فتوشاپ، ایلوستریتور و ایندیزاین در برنامههای آموزشی طراحی قرار بگیرد.
۴. ارتباطات بخشی از حرفه طراحی است
وقتی با طراحانی صحبت میکنید که سالها بهصورت فریلنسر کار کردهاند، متوجه نکته جالبی میشوید.
آنها الزاماً ماهرترین افراد از نظر فنی نیستند، اما تقریباً همیشه در مهارتهایی قوی هستند که در نمونهکارها دیده نمیشوند.
مثلاً میدانند چه زمانی باید سؤال بپرسند و چه زمانی بدون معطلی کار را پیش ببرند. متوجه میشوند مشتری به چه چیزی فکر میکند، حتی اگر آن را به زبان نیاورده باشد. همچنین به افرادی تبدیل میشوند که برندها برای پروژههای بعدی دوباره با آنها تماس میگیرند.
هیچکدام از این مهارتها بهصورت رسمی آموزش داده نمیشوند؛ بلکه در طول زمان، از دل تجربه و حتی پروژههایی که با مشکل مواجه شدهاند، شکل میگیرند.
امروزه دورههای طراحی بهتر از گذشته شدهاند و برخی از آنها شبیهسازی کار با مشتری و آموزش مهارتهای حرفهای را نیز به برنامه درسی اضافه کردهاند. با این حال، فاصله میان آموزش رسمی طراحی و واقعیت زندگی یک فریلنسر همچنان زیاد است؛ به همین دلیل بسیاری از طراحان سالهای ابتدایی فعالیت خود را صرف پر کردن این شکاف میکنند.
اگر در ابتدای مسیر حرفهای خود هستید، بهترین کار این است که هرچه زودتر با مشتریان واقعی همکاری کنید و همزمان با طراحانی که تجربه بیشتری دارند ارتباط بگیرید.
سؤالهایی را از آنها بپرسید که هیچکس پاسخشان را در دانشگاه به شما یاد نداده است؛ چون ممکن است ارزشمندترین درسهای حرفهای شما دقیقاً همانها باشند.
منبع +

