بیل گیتس پیشبینی نگرانکنندهای درباره آینده هوش مصنوعی ارائه کرده است که چندان خبری خوش برای افراد فعال در حوزههای خلاقانه به همراه ندارد. او معتقد است که در آینده، تقریباً همه مشاغل بهجز سه مورد، جای خود را به ماشینها خواهند داد. از میان این سه شغل، تنها یکی را میتوان بهنوعی خلاقانه دانست: برنامهنویسی. (نکتهای که برخلاف دیدگاه برخی درباره آینده هوش مصنوعی در طراحی گرافیک است.)
در حالی که برخی آیندهای آرمانی را متصور هستند که در آن، هوش مصنوعی وظایف خستهکننده و تکراری را بر عهده میگیرد و انسانها فرصت بیشتری برای فعالیتهای خلاقانه پیدا میکنند، گیتس در دو مصاحبه مختلف اظهار داشته که هوش مصنوعی قادر خواهد بود «اکثر کارها» را انجام دهد و تنها برنامهنویسان، زیستشناسان و متخصصان انرژی تا اطلاع ثانوی از این موج در امان خواهند بود. به گفته او، این مشاغل همچنان نیازمند مداخله انسانی برای کنترل و توسعه هوش مصنوعی هستند.
با این حال، گیتس تأکید میکند که در نهایت، این انسانها خواهند بود که تصمیم میگیرند هوش مصنوعی در چه حوزههایی مورد استفاده قرار گیرد. این دیدگاه روزنهای از امید را باز میگذارد که شاید روزی، انسانها از انجام کارهای قابل اتوماسیون رهایی یابند و همچنان در عرصههای خلاقانه، معنا و جایگاه خود را حفظ کنند.
او در این باره میگوید:
«برخی چیزها را برای خودمان نگه خواهیم داشت. اما در زمینه تولید، حملونقل و کشاورزی، در طول زمان این مسائل بهطور کلی حل خواهند شد.»
وی همچنین در مصاحبهای دیگر بیان میکند که ممکن است در آینده، انسانها تنها «دو یا سه روز در هفته» کار کنند، که این امر زمان بیشتری را برای فعالیتهای غیرکاری فراهم میکند. هرچند هنوز مشخص نیست که این کاهش ساعات کاری با همان سطح دستمزد و استانداردهای زندگی همراه خواهد بود یا خیر.
آیا هوش مصنوعی میتواند خلاقیت انسان را جایگزین کند؟
از آنجا که هوش مصنوعی قادر به تصور مفاهیمی کاملاً جدید نیست—بلکه بر پایه دادهها و ایدههای انسانی کار میکند—احتمالاً هرگز بهطور کامل جای خلاقیت انسانی را نخواهد گرفت. در حال حاضر، این فناوری بیشتر بهعنوان ابزاری برای خودکارسازی بخشهای وقتگیر کارهای خلاقانه یا کمک به ایدهپردازی عمل میکند. علاوه بر این، بعید به نظر میرسد که انسانها هوش مصنوعی را بهعنوان نیروی اصلی در خلاقیت بپذیرند—دستکم تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است. همانطور که گیتس اشاره میکند، مسئله اصلی در مورد هوش مصنوعی، «توانایی» در برابر «باید» است.
بهعنوان مثال، گزارشهای اخیر نشان میدهند که طراحی گرافیک یکی از مشاغل خلاقانهای است که بهطور مستقیم تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار گرفته است. اما اینکه این تأثیر تا چه اندازه واقعی است، بستگی به تعریف ما از طراحی گرافیک دارد. اگر طراحی را صرفاً به جابهجایی عناصر روی صفحه یا خلق آثاری بدون اصالت و جسارت تقلیل دهیم، ممکن است این ادعا درست باشد. اما نقش یک انسان در طراحی گرافیک، فراتر از آن چیزی است که یک کامپیوتر میتواند ارائه دهد.
بیشتر بخوانید: هوش مصنوعی و طراحی گرافیک: تهدید یا فرصت؟
هوش مصنوعی نمیتواند یک ارتباط عمیق با یک برند برقرار کند، راههای جدیدی برای تعامل آن با مخاطبان بیابد، یا داستانهایی را روایت کند که تاکنون گفته نشدهاند—در حالی که همه اینها عناصر کلیدی در بسیاری از زمینههای طراحی گرافیک هستند. البته، ممکن است بتوان با یک فرمان متنی، یک لوگو یا یک بروشور طراحی کرد، اما هوش مصنوعی قادر به ارائه استراتژی عمیق و معنادار در طراحی نیست—و این همان جایی است که انسانها باید خود را فراتر از ماشینها قرار دهند.
در حالی که بیل گیتس هشدار میدهد که تنها برنامهنویسان، زیستشناسان و متخصصان انرژی در برابر موج هوش مصنوعی مصون خواهند بود، برخی معتقدند که آینده خلاقیت انسانی همچنان روشن است. اگرچه هوش مصنوعی میتواند ابزار قدرتمندی برای تسریع فرآیندهای طراحی باشد، اما نمیتواند جایگزین بینش، احساسات و خلاقیت انسانی شود. در نهایت، این ما هستیم که تعیین میکنیم تا چه اندازه این فناوری را در حوزههای مختلف به کار بگیریم و چگونه جایگاه خود را در دنیای طراحی و هنر حفظ کنیم.