اشاره: مطلب ذیل به صورت اختصاصى توسط خانم آفونینا تاتیانا (Afonina Tatiana)، همکار افتخارى روزرنگ در روسیه نوشته شده است. تاتیانا متولد ۱۹۹۲ در روسیه، مدرس، پژوهشگر جوان و داراى تحصیلات عالیه در زمینه هنر از جمله: فارغ التحصیل مدرسهی هنر کالینیا با درجهی ممتاز، فارغ التحصیل کالج ایتالیایى لئوناردو و داراى مدرک تاریخ هنر از دانشگاه فدرال اورال است.
ویتالى میخایلوویچ ولوویچ Vitaly Volovich (متولد ۱۹۲۸م) یکی از مهمترین تصویرگران «مدرسه یورال» بلکه کل روسیه است.
وى پس از فارغ التحصیلى از مدرسه تخصصى هنر سوردلوفسک، همکارى خود را با ناشران آغاز کرد. اولین کارهاى او با تکنیک طراحى پر مرکب انجام مى شد. اما بعدها از تکنیکهاى چاپ فلزى، چاپ سنگى و چاپ لینو براى تصویرسازى و کارهاى گرافیکى خود استفاده کرد. تصویرسازى ادبیات قرون وسطایى او مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. از جمله مى توان به «منظومه یورش ایگور»، «تریستان و ایزولده» و «ریچارد سوم» اشاره کرد که در این مقاله بنا داریم به آنها بپردازیم.

علیرغم یکسان بودن سبک تصویرسازىها، هر سبک ادبى شخصیت خاص خود را در هر اثر پیدا کرده است. به سادگى مى توان تفاوت بین ریزه کارىها و تزئینات در ترکیب هاى شلوغ «منظومه یورش ایگور» را با تصویرسازى هاى ساده و مختصر «تریستان و ایزولده» و یا ایماژهاى سخت و خشن «ریچارد سوم»، تشخیص داد.
خط، یکى از مهمترین ابزارهاى بیان در گرافیک محسوب مىشود. مشاهده میکنیم که هنرمند چگونه در هرکدام از این آثار به شکل متفاوتی از قابلیتهای متنوع آن بهره گرفته است. در «منظومه یورش ایگور» با قرار دادن خطوط فراوان بر روی هم و بصورت متقاطع، مرزهای مشخص را از بین برده و به یک تصویر جامعی میرسد که گویی با مه پوشیده شده است. در «تریستان و ایزولده» تقابل خطوط منحنی و مستقیم بدون وجود زوایای مورب و خطوط تند و پویا را شاهد هستیم. اما در مقابل تصویرسازی های «ریچارد سوم» دارای خطوط وسیع با مرزهای تعریف شده و فشارهایی داخلی است که همچون فنری فشرده شده آماده رها شدن است. وجود انعطاف پذیری و وضوح هارمونیک یکی دیگر از ویژگی های تصاویر نمایشنامه شکسپیر است.
از منظر تنوع تنالیتهها باید گفت در «ریچارد سوم» کنتراست بالای سیاه و سفید باعث تشدید حساسیت بصری و شکستن فضا شده است. طیف خاکستری مات و گرم، فضای تراژدی را در «منظومه یورش ایگور» منتقل کرده و در «تریستان و ایزولده» نوری سرد و درخششی متالیک در کل اثر گسترده شده است.

آنچه که آثار ولوویچ را از دیگران متمایز می کند نوع ترکیب بندی او در فضا است. خلق ضربان و ریتم با ترکیب ماهرانهی خطوط ساده و سطوح گسترده با بافت پایینی زمینه در تصویرسازی های تراژدی شکسپیر؛ ازدحام بیش از حد قهرمانان رمان «جی. بدایر» (تریستان و ایزولده) پشت دیوارهای قرون وسطایی قلعه در حالی که فضای اطراف آنها را سرکوب می کند؛ جنگجویان در حال مبارزه و سقوط، در یک نیم دایره احاطه شده در «منظومه یورش ایگور» نهضتی پایدار و ابدیت یک درام خونین را تداعی میکند.
ولوویچ در هر پروژه، به بیننده ایدهی اصلی خلق هر اثر ادبی را در عین وفاداری به سبک شخصی خود نمایان میکند. او در عین حالی که گرافیک را فدای ادبیات نکرده، آن را محور اصلی نیز قرار نداده، بلکه ترکیب مبتکرانهای از هر دو را به نمایش گذاشته است.












