این مطلب اختصاص دارد به معرفی فونت و تایپفیس «طرلان»؛ فونتی که به گفته طراح آن، از بازآفرینی یک شیوهی شناختهشده نوشتار شکل نگرفته، بلکه از مشاهدهی خطوط مختلف و تجربهی مداوم با قلم و مرکب به وجود آمده است.
در روند طراحی این تایپفیس، فرم حروف بدون وفاداری به قواعد یک خط مشخص، بازنویسی و بررسی شدهاند تا ساختاری مستقل پیدا کنند. نشانههایی از سنتهای مختلف نوشتار فارسی در فرمهای طرلان دیده میشود، اما هیچکدام بهتنهایی مسیر طراحی آن را تعریف نمیکنند.
توضیحات طراح این پروژه درباره روند شکلگیری و ویژگیهای این فونت را در ادامه میخوانیم.
«طرلان، گذشته را به یاد دارد؛ اما آن را تکرار نمیکند.
طرلان از بازآفرینی یک شیوهی شناختهشده پدید نیامد. از دلِ مشاهدهی خطوط مختلف شکل گرفت؛ جایی که فرم حروف، بیآنکه به قواعد خطی خاص وفادار بماند، بارها با قلم و مرکب از نو نوشته شد. از دلِ همین تجربهها، فرمهایی پدید آمد که رفتهرفته بیان مستقل خود را یافتند.


ردپایی از سنتهای گوناگون نوشتار در حافظهی فرمها باقی ماند؛ نه برای آنکه بازسازی شوند، بلکه تا هرکدام بخشی از ظرفیت خود را در ساختاری تازه ادامه دهند. از همین رو، گاه ردی از خطی آشنا در آن دیده میشود، اما هیچیک بهتنهایی روایتگر طرلان نیست.
تناسبات فشرده، قوسهای پیوسته و انتهای تیز قلم، ریتمی ساختهاند که در عین ظرافت، از حرکت بازنمیایستد. همین پویایی، شخصیت بصری طرلان را شکل میدهد.



طرلان قلمی تکوزن است که برای عناوین و متنهای کوتاه تا نیمهبلند طراحی شده؛ جایی که حضور حروف، به اندازهی خوانایی آنها اهمیت دارد و فرم، بیآنکه بر متن غلبه کند، شخصیت خود را حفظ میکند.
طرلان، زبان خود را نه از شباهتها، که از کنار هم نشستن تفاوتها ساخته است.»




