گربه اى که مى خواست ببر باشد / محمد بررنگى

کتاب «گربه ای که می خواست ببر باشد» به تصویرگرى «محمد بررنگی» و نویسندگى «کامبیز کاکاوند» برنده دیپلم افتخار بلگراد سال ۲۰۰۹ مى باشد که توسط انتشارات شباویز در مراحل چاپ قرار دارد.
محمد بررنگى که ماه پیش در بین برندگان بخش تصویرسازی جشنواره بین‌المللی طراحی گاو (COW) قرار گرفت؛ در مورد تصویرگرى این کتاب مى گوید: «مدتى بود که با فرم نوشتارى براى تصویرگرى درگیر بودم. دغدغه ذهنی من در این اثر، نشان دادن حال و هوای ایرانی در چارچوب فضاهای طلسم و دعا بود. این فضا همیشه چیزهاى جدیدى براى کشف کردن دارد؛ از تکرار حروف گرفته تا نوشتار و عدد. البته دوست دارم به شکلى کار کنم که مخاطب اصلی ام یعنی کودک و حتی مخاطبان دیگر در هر رده سنی، در برخورد اول درگیر نوشته ها نشوند و ابتدا کاراکتر و فضا را ببینند. در واقع خوانده شدن نوشته ها و خطوط برایم در اولویت قرار ندارد. من به نقاشى سبک قهوه خانه اى بسیار علاقه دارم و شاید جرقه مهم در ذهن من براى تصویرگرى، این سبک بوده است. نکته مهم براى من، درک و بازخورد است اما در عین حال هویت و ساختار ایرانى که در ذهنم دارم نیز برایم بسیار خوشایند است»

13  12  11  07  08  09  10  03  04  05  06    01  02

  1. اگر همه ی تصویرگران کتاب کودک بجای تلاش برای خلق یک اثر هنری خاص، کمی هم به دنیای کودک و روانشناسی کودک توجه میکردند حتما آثاری شکل میگرفت که مورد توجه کودکان نیز قرار میگرفت نه اینکه فقط درصدد جلب توجه هنرمندان بزرگسال و یا جلب توجه داوران برای کسب جایزه باشد

    1. شما چطور به این نتیجه رسیدید که این آثار براى کودکان جذابیت ندارد؟ من این تصاویر رو به دخترخاله ۸ ساله ام نشان دادم و او با اشتیاق همه آنها رو تماشا کرد و ازم خواست تا قصه شو براش تعریف کنم…گاهى چقدر ساده انگارانه و غیرکارشناسى به خودمون اجازه اظهار نظر و توبیخ میدیم

      1. ببخشید این رو زمانی می تونستید بهتر درک کنید که یه کتاب مشابه همراه تصاویر خلاقانه، جذاب اما رنگی تر جلوش میذاشتید بهش می گفتید هر دو داستان یکی هستند حالا کدوم رو دوس داری با هم بخونیم بعد نتیجه می گرفتید! حتی همین تصاویر مثلاً اگه رنگ بیشتری داشتند…ساده انگاری یعنی حتی بلد نباشیم به یه بچه حق انتخاب بدیم!!!! حمل بر بی احترامی نباشه ولی شما انگار یه بشقاب غذا گذاشتی جلوی یه فرد گرسنه بعد میای میگی با اشتها همه رو خورد!

  2. شما مگر جامعه آماری دارید؟ تصاویر را به یک کودک نشان دادید و به این نتیجه رسیدید که این تصاویر مورد علاقه کودکان است. از کجا میدانید که نظر من غیرکارشناسانه است؟کتاب ماه کودک و نوجوان و کتابهای روانشناسی کودک به شما کمک میکند که بیشتر با دنیای کودک آشنا شوید.

    1. عجب! جورى حرف مى زنید انگار خودتان جامعه آمارى دارید! من درمورد روانشناسى کودک اطلاعات دقیقى دارم دوست گرامى. این تصویرسازى ها از یک جهت اتفاقا شبیه به آثار خود کودکان است. به نوعى سادگى و بى پیرایگى دنیاى کودک را تداعى مى کند.

  3. درود …
    با عرض خسته نباشید خدمت آقای بررنگی تصویرگر خلاق. عالی بود و قوی و نو..!! بهتون تبریک میگم تمام فرم هارو کودکانه و در این مسیر خووب هدایت کردید.

  4. کار خلاقانه ای بود از دید یه هنرمند عالی!!! از لحاظ فرم ساختاری و نو آوری هم بی شک زیبا بود ولی نمی دونم چقدر با بچه ها در ارتباط بودید امیدوارم استفاده از رنگ مشکی در تصویر سازی کتاب کودک کمرنگ تر بشه! یک کودک هرگز برای خلق رویاهاش رنگ مشکی رو انتخاب نمی کنه مگر اینکه دنیای درونش رو به نوعی سیاه کرده باشند. ممکنه در نگاه اول این رنگ به جذاب تر و پر رنگ کردن کاراکترها روی زمینه ی روشن تر کمک شایانی بکنه اما در واقع ما داریم کودکمون رو به سمت مشکی ها سوق میدیم چیزی که همواره در دنیای اطرافشم زیاد میبینه… شاید بهتر باشه حداقل رنگ رو در کتاب ها بهشون القا کنیم! من از رو سر خوشی نظر ندادم انقدر با بچه ها زندگی کردم که خودم هم به نوعی کودک شدم وکارمم هم در راستای خلق اثر برای کودکان هست، از رو تجربه ی شخصی این حرفارو گفتم. موفق باشید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *