آینده طراحی گرافیک

طراحی گرافیک در حال مرگ نیست؛ در حال گسترش است

آیا طراحی گرافیک هنوز آینده‌ای دارد؟ در شرایطی که هوش مصنوعی بخشی از فرایند تولید آثار بصری را خودکار کرده و مرزهای حرفه طراحی پیوسته در حال تغییر است، این پرسش بیش از گذشته مطرح می‌شود. جارت فولر، طراح، نویسنده و استاد دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی، در کتاب تازه‌اش Graphic Designers After Graphic Design، به این نگرانی از زاویه‌ای متفاوت نگاه می‌کند: شاید طراحی گرافیک در حال از دست دادن جایگاهش نباشد، بلکه در حال گسترش به حوزه‌های تازه‌ای است.

فولر در این کتاب که از سوی انتشارات Princeton Architectural Press منتشر شده، با بررسی تجربه طراحانی که در حوزه‌هایی مانند نشر، پژوهش، فعالیت اجتماعی، اجرا و هنر کار می‌کنند، نشان می‌دهد طراحی گرافیک به تولید لوگو، پوستر و وب‌سایت محدود نیست. پژوهش، نوشتن، شکل‌دادن به ایده‌ها و ایجاد ارتباط با مخاطب نیز می‌توانند بخشی از فعالیت حرفه‌ای یک طراح باشند.

پذیرش ابهام در هویت طراحی

از نظر فولر، طراحان گرافیک همواره درباره هویت و جایگاه رشته خود دچار تردید بوده‌اند. بااین‌حال، او معتقد است به‌جای تلاش برای رسیدن به تعریفی ثابت و محدود، بهتر است این ابهام را بپذیریم. هر نسل می‌تواند برداشت تازه‌ای از طراحی ارائه دهد و مسیر حرفه‌ای خود را بر اساس علایق و توانایی‌هایش شکل دهد.

این نگاه برای دانشجویان طراحی نیز اهمیت دارد. بسیاری از آن‌ها تصور می‌کنند باید از همان ابتدا مسیر مشخصی مانند طراحی چاپی، برندسازی یا طراحی تعامل را انتخاب کنند. اما تجربه طراحانی که در کتاب معرفی شده‌اند نشان می‌دهد مهارت‌های طراحی می‌توانند در مسیرهای متنوعی به کار گرفته شوند؛ حتی در فعالیت‌هایی که در نگاه اول ارتباط مستقیمی با طراحی گرافیک ندارند.

فولر همچنین بر اهمیت شناخت علایق شخصی تأکید می‌کند. گاهی طراحان پس از ورود به بازار کار درمی‌یابند که بخش موردعلاقه‌شان از فرایند طراحی، لزوماً همان چیزی نیست که در شغل روزمره انجام می‌دهند. فاصله‌گرفتن از مسیرهای متعارف و پیدا کردن شیوه‌ای متناسب با علایق فردی، لزوماً به معنای ترک طراحی نیست؛ بلکه می‌تواند راهی برای گسترش آن باشد.

آینده طراحی گرافیک

طراحی فراتر از حل مسئله

یکی دیگر از محورهای کتاب، نقد این تصور است که طراحی باید همیشه در خدمت حل مسئله، انتقال سریع پیام یا اهداف تجاری باشد. فولر معتقد است طراحی می‌تواند مانند هنر و ادبیات، فضایی برای تجربه، تأمل و بیان شخصی ایجاد کند.

او با اشاره به یکنواختی فزاینده در فرهنگ بصری امروز، از طراحان می‌خواهد از الگوهای تکراری فاصله بگیرند و به ویژگی‌هایی مانند شخصیت، طنز، غافلگیری و تجربه‌های نامتعارف میدان بیشتری بدهند. به باور او، طراحی نباید صرفاً به تولید خروجی‌هایی استاندارد و قابل‌پیش‌بینی محدود شود.

این رویکرد در مواجهه با هوش مصنوعی نیز اهمیت پیدا می‌کند. هرچه تولید خروجی‌های بصری متعارف آسان‌تر شود، نگاه مستقل، ایده‌پردازی و توانایی تشخیص اینکه چه چیزی ارزش بیان دارد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ابزارها ممکن است بخشی از فرایند اجرا را تغییر دهند، اما طراح همچنان می‌تواند با انتخاب موضوع، شیوه بیان و نوع تجربه‌ای که می‌سازد، به کار خود هویت ببخشد.

آینده‌ای با مسیرهای متنوع‌تر

فولر در کتابش نمونه‌هایی از طراحانی را معرفی می‌کند که با ترکیب فعالیت‌هایی مانند پژوهش، نشر، سخنرانی و پروژه‌های مستقل، مسیرهای حرفه‌ای متفاوتی ساخته‌اند. این تجربه‌ها نشان می‌دهند موفقیت در طراحی الزاماً به معنای استخدام در یک استودیوی شناخته‌شده یا فعالیت در مقیاسی بزرگ نیست. هر طراح می‌تواند با توجه به اهداف و امکانات خود، شکل متفاوتی از فعالیت حرفه‌ای را انتخاب کند.

از نگاه فولر، آموزش طراحی نیز باید از محدودکردن دانشجویان به تخصص‌های مشخص فاصله بگیرد و فرصت بیشتری برای تجربه‌کردن، پژوهش و توسعه ایده‌های مستقل فراهم کند. به‌جای آماده‌کردن دانشجویان صرفاً برای موقعیت‌های شغلی موجود، می‌توان آن‌ها را برای ساختن مسیرهایی آماده کرد که هنوز شکل نگرفته‌اند.

پیام اصلی کتاب روشن است: طراحی گرافیک برای ادامه حیات مجبور نیست به تعریف سنتی خود وفادار بماند. این حرفه می‌تواند از مرزهای متعارف عبور کند و در حوزه‌های تازه‌ای گسترش یابد. شاید آینده طراحی نه در رقابت برای تولید سریع‌تر تصاویر، بلکه در یافتن ایده‌های تازه، تجربه‌های متفاوت و راه‌های جدید برای ارتباط با جهان شکل بگیرد.

منبع: +