اگر گاهی احساس میکنید دنیا دیگر منطقی نیست، تنها نیستید. این روزها یک تناقض عجیب ذهنم را درگیر کرده است: شرکتهای هوش مصنوعی که به نظر میرسد مصمماند طراحان انسانی را از میدان کار خارج کنند، خودشان برای طراحی هویت برندشان به سراغ همین طراحان میروند.
از ابتدای سال ۲۰۲۶، صندوق ایمیلم پر بوده از خبرهایی درباره این اتفاقها؛ از بازطراحی هویت بصری ایدئوگرام، ابزار تولید تصویر با هوش مصنوعی، به دست استودیوی How&How گرفته تا طراحی هویت الووا، اپلیکیشن ویرایش ویدئو با هوش مصنوعی، توسط لازارف. استودیوی Together نیز برای کلوسیا، شرکت فعال در حوزه ممیزی هوش مصنوعی، نشانی با چهار گلبرگ طراحی کرده است. متا هم از جسیکا هیش، طراح شناختهشده حروف، خواسته لوگوی پلتفرم جدید هوش مصنوعی خود، موس، را طراحی کند.
اما چرا شرکتهایی که بیش از دیگران به خلاقیت ماشینی دل بستهاند، همچنان سراغ خلاقیت انسانی میروند؟ و آیا طراحانی که هوش مصنوعی معیشتشان را تهدید میکند، باید در ساختن برند این شرکتها مشارکت کنند؟ هرچه بیشتر به این پرسشها فکر میکنم، تناقض ماجرا برایم پیچیدهتر میشود.

برندینگ فقط زیبا کردن نیست
پرسش نخست این است: اگر بپذیریم هوش مصنوعی میتواند تصاویر چشمنواز تولید کند، چرا شرکتهای هوش مصنوعی برای هویت بصری خود از همین ابزارها استفاده نمیکنند؟ پاسخ ساده است: برندینگ هیچوقت صرفاً به معنای زیبا ساختن چیزها نبوده است؛ مسئله این است که کاری کنیم مردم به ما اعتماد کنند و حرفمان را باور داشته باشند.
همانطور که در مقاله اخیرم درباره تلاشها برای تغییر چهره و بازتعریف تصاویر بیکیفیت هوش مصنوعی اشاره کردم، شرکتهای فعال در این حوزه با بحران اعتبار روبهرو هستند؛ بحرانی که فقط به طراحان محدود نمیشود و افکار عمومی را هم دربرمیگیرد.
بارها شنیدهام افرادی که هیچ پیشینهای در کارهای خلاقانه ندارند، از تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی انتقاد میکنند؛ فرقی نمیکند این تصاویر در فیسبوک منتشر شده باشند، روی پوستر نامتعارف یک برنامه در کافهای محلی دیده شوند یا جلد رمان فانتزی خودانتشاریافته یکی از بستگانشان را پوشانده باشند.
بنابراین، شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد که شرکتهای هوش مصنوعی برای ساخت هویت برند خود، انسانها را در مرکز توجه قرار میدهند؛ اما این رفتار کاملاً قابلدرک است. در عین حال، جای تعجب ندارد که واکنش منفی برخی از فعالان حوزه خلاقیت به این روند، تا این اندازه شدید بوده است.

خشم طراحان قابلدرک است
برای مثال، زمانی که جسیکا هیش از همکاری خود با متا برای طراحی هویت بصری موس خبر داد، در شبکه اجتماعی تردز با موجی از انتقادها مواجه شد. این اتفاق با وجود توضیح او رخ داد که دستمزد ۱۲ هزار و ۵۰۰ دلاری این پروژه به حفظ دو فروشگاه کوچک و کارکنانشان کمک میکند.
منتقدان او استدلال میکردند که طراحان نباید مهارت و اعتبار حرفهای خود را در اختیار فناوریای بگذارند که تقاضا برای همان مهارتها را کاهش میدهد.
منطق این انتقاد را میفهمم و خشم پشت آن را هم درک میکنم. بااینحال، باید پرسید که آیا رد کردن چنین سفارشهایی واقعاً میتواند چیزی را تغییر دهد؟
سرمایهداران میلیاردها دلار در هوش مصنوعی مولد سرمایهگذاری کردهاند. اگر جسیکا سفارش متا را نمیپذیرفت، بعید بود این شرکتها از تصمیمشان منصرف شوند و میدان را ترک کنند. بهسادگی طراح دیگری را پیدا میکردند. طراحان توانمند کم نیستند و حتی اگر انتخابشان به طراحی لوگویی ضعیف منجر میشد، باز هم بعید بود این اتفاق بتواند ماشین عظیم هوش مصنوعی را متوقف کند.
از سوی دیگر، شاید بتوان به نکتهای امیدوارکننده هم توجه کرد: همین که این شرکتها همچنان مشتاق همکاری با طراحان انسانیاند، نشانهای است که نباید نادیده بگیریم.
جسیکا هیش در گفتوگو با مجله وایرد، به نکتهای اشاره کرده که تأملبرانگیز است: «مگر این همان آیندهای نیست که در نهایت میخواهیم؟ شرکتهای بزرگ از هنرمندان مستقل برای انجام کارهایشان استفاده کنند؟»
در نهایت، اگر شرکتهای هوش مصنوعی حاضرند به انسانها پول بدهند تا چهرهای انسانی برایشان بسازند، شاید بهتر باشد دستمزد را بگیریم، کاری درخشان ارائه دهیم و به همه یادآوری کنیم که چرا این شرکتها از همان ابتدا سراغ ما آمدهاند.
تام می روزنامهنگاری برنده جایزه است که در زمینه هنر، طراحی، عکاسی و فناوری تخصص دارد. او نویسنده کتابهای ۵۰ طراح بزرگ تاریخ و سخنرانیهای بزرگ تد: خلاقیت است. می پیشتر سردبیر مجله Professional Photography، معاون سردبیر Creative Bloq و قائممقام سردبیر مجله net بوده است.
منبع: +

