خستگی تصمیم‌گیری

چگونه از خستگی تصمیم‌گیری جلوگیری کنیم؟

آرت مارکمن، نویسنده و متخصص علوم شناختی، در مقاله‌ای برای Fast Company به موضوع «خستگی تصمیم‌گیری» و تأثیر تصمیم‌های روزمره بر انرژی ذهنی می‌پردازد. او معتقد است انرژی ذهنی ما در طول روز محدود است و بهتر است آن را برای کارهایی صرف کنیم که واقعاً اهمیت دارند، نه تصمیم‌هایی که می‌توان آن‌ها را به عادت و روال تبدیل کرد.

مارکمن برای توضیح این موضوع به تجربه‌ای از کلاس‌هایش درباره خلاقیت اشاره می‌کند. یکی از دانشجویانش از او پرسیده بود آیا برای تقویت خلاقیت بهتر است هر روز مسیر متفاوتی را برای رفتن به محل کار انتخاب کند.

به گفته مارکمن، تغییر محیط می‌تواند گاهی ما را با اتفاق‌ها و محرک‌هایی روبه‌رو کند که جرقه یک ایده تازه را بزنند، اما تغییر روزانه مسیر رفت‌وآمد الزاماً نتیجه مفیدی ندارد. در چنین شرایطی، بخشی از انرژی ذهنی صرف فکر کردن به مسیری می‌شود که می‌توانست به شکل خودکار طی شود؛ در حالی که همین انرژی می‌تواند برای کارهای مهم‌تر مورد استفاده قرار گیرد.

او می‌نویسد هر فرد در طول روز مقدار محدودی انرژی برای تمرکز و انجام کارهای مؤثر در اختیار دارد. بنابراین مسئله فقط مدیریت زمان نیست؛ مدیریت انرژی ذهنی نیز اهمیت دارد.

یکی از مفاهیمی که در این زمینه مطرح می‌شود، «خستگی تصمیم‌گیری» است. وقتی مجبور می‌شویم مرتب درباره موضوعات مختلف تصمیم بگیریم، ذهن به‌تدریج فرسوده می‌شود. مسئله فقط انتخاب یک گزینه از میان چند گزینه نیست. بررسی انتخاب‌ها، تصور پیامدهای هرکدام و سپس تصمیم‌گیری، همگی به منابع ذهنی نیاز دارند.

به همین دلیل، تصمیم‌های کوچک و تکراری می‌توانند بخش قابل‌توجهی از انرژی روزانه را مصرف کنند؛ حتی اگر هیچ‌کدام به‌تنهایی مهم به نظر نرسند.

مارکمن برای جلوگیری از این اتلاف انرژی، چند راهکار پیشنهاد می‌کند.

از عادت‌ها هوشمندانه استفاده کنید

به گفته مارکمن، بسیاری از کارهایی که در طول روز انجام می‌دهیم اساساً نیازی به تصمیم‌گیری ندارند.

برای مثال، یکی از دلایل انتخاب یک مسیر ثابت برای رفتن به محل کار این است که می‌توانیم کل روال خروج از خانه تا رسیدن به مقصد را به فرایندی تقریباً خودکار تبدیل کنیم. وقتی رفتاری را بارها در شرایط مشابه تکرار می‌کنیم، به‌تدریج به عادت تبدیل می‌شود.

مزیت عادت این است که اجرای آن به منابع ذهنی زیادی احتیاج ندارد. در نتیجه، ذهن می‌تواند انرژی خود را برای موضوعات پیچیده‌تر و خلاقانه‌تر حفظ کند.

بیشتر بخوانید: تصمیم‌گیری داده‌محور؛ چرا اتکای مطلق به داده می‌تواند خطرناک باشد؟

مارکمن پیشنهاد می‌کند در زندگی شخصی و کاری، موقعیت‌هایی را که مرتب تکرار می‌شوند شناسایی کنیم و اگر امکان ایجاد یک روال ثابت برای آن‌ها وجود دارد، این کار را انجام دهیم.

البته قرار نیست همه‌چیز را به عادت تبدیل کنیم. خود مارکمن هم اشاره می‌کند که لازم نیست مثل استیو جابز هر روز لباس یکسانی بپوشیم. اما می‌توان تعداد تصمیم‌هایی را که هر روز با آن‌ها مواجه می‌شویم، به شکل قابل‌توجهی کاهش داد.

این موضوع برای کارهای خلاقانه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اگر ذهن طراح، نویسنده یا هنرمند بخش زیادی از انرژی خود را صرف انتخاب‌های کوچک و تکراری کند، انرژی کمتری برای ایده‌پردازی و حل مسائل اصلی باقی می‌ماند.

میان تلاش و دقت تعادل ایجاد کنید

مارکمن در ادامه به رابطه میان میزان تلاش و دقت تصمیم‌گیری اشاره می‌کند.

هرچه برای یک تصمیم زمان و انرژی بیشتری صرف کنیم، احتمال رسیدن به انتخابی بهتر افزایش پیدا می‌کند. اما همیشه لازم نیست بهترین گزینه ممکن را پیدا کنیم. اینکه چنین تلاشی ارزش داشته باشد یا نه، به پیامد یک تصمیم اشتباه بستگی دارد.

برای مثال، اگر قرار است برای ناهار چیزی انتخاب کنید، احتمالاً نیازی نیست همه گزینه‌های ممکن را بررسی و بهترین غذای موجود را پیدا کنید. یک انتخاب قابل‌قبول می‌تواند کاملاً کافی باشد.

مارکمن برای این نوع تصمیم‌گیری به مفهوم «رضایت‌بخشی» (Satisficing) اشاره می‌کند؛ اصطلاحی که هربرت سایمون، روان‌شناس و برنده جایزه نوبل اقتصاد، برای توصیف آن به کار برد. در این رویکرد، به جای اینکه همیشه به دنبال بهترین گزینه ممکن باشیم، گزینه‌ای را انتخاب می‌کنیم که به اندازه کافی خوب و مناسب باشد.

تفاوت این دو رویکرد را می‌توان در تصمیم‌های روزمره به‌خوبی دید. انتخاب یک رستوران برای ناهار، خرید یک دفتر یا انتخاب مسیر رفت‌وآمد معمولاً ارزش صرف کردن مقدار زیادی انرژی ذهنی را ندارد. در چنین مواردی، یک تصمیم «به اندازه کافی خوب» می‌تواند بهتر از جست‌وجوی بی‌پایان برای گزینه ایده‌آل باشد.

در مقابل، وقتی با تصمیمی روبه‌رو هستیم که پیامدهای مهم و بلندمدتی دارد، صرف زمان و انرژی بیشتر برای بررسی گزینه‌ها منطقی‌تر است.

از نگاه مارکمن، مسئله اصلی این نیست که کمتر تصمیم بگیریم؛ بلکه باید یاد بگیریم انرژی ذهنی خود را در جای درست مصرف کنیم. عادت‌های مناسب می‌توانند تصمیم‌های تکراری را از دوش ذهن بردارند و در تصمیم‌های کم‌اهمیت نیز لازم نیست همیشه به دنبال انتخاب ایده‌آل باشیم.

این کار باعث می‌شود انرژی بیشتری برای فعالیت‌هایی باقی بماند که واقعاً به تمرکز، دقت و خلاقیت نیاز دارند.