هوش مصنوعی در صنعت سینما

چرا هوش مصنوعی «کسل کننده» بهترین گزینه هالیوود است؟

یک فیلم شکست‌خورده در گیشه می‌تواند ده‌ها میلیون دلار و حتی صدها میلیون دلار به استودیوها ضرر بزند. گفته می‌شود انیمیشن دنیای عجیب (Strange World) محصول دیزنی، حدود ۲۰۰ میلیون دلار زیان به بار آورد و فیلم فلش (The Flash) نیز بیش از ۱۵۰ میلیون دلار به دنیای سینمایی دی‌سی خسارت وارد کرد. این‌ها از بدترین نمونه‌ها هستند، اما سودآور نبودن فیلم‌ها در صنعت سینما اتفاق نادری نیست. حتی برآوردهای محافظه‌کارانه نشان می‌دهند که دست‌کم ۱۰ درصد از تولیدات بزرگ سینمایی با شکست تجاری مواجه می‌شوند.

با توجه به چنین ریسک بالایی، وسوسه استفاده از هوش مصنوعی مولد در فیلم‌سازی کاملاً قابل درک است. این فناوری می‌تواند پروژه‌های سینمایی را در کسری از زمان معمول و با بودجه‌ای بسیار کمتر به مرحله اجرا برساند. اما این صرفه‌جویی چه هزینه‌ای دارد؟

اگور دوبروفسکی، هم‌بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت Filmustage، با تکیه بر تجربه خود در صنعت فیلم و فناوری، به بیش از ۳۰ هزار فیلم‌ساز کمک کرده است تا با جایگزینی فرایندهای دستی و ناکارآمد با گردش‌کارهای خودکار، در مجموع ۳٫۵ میلیون ساعت و ۱۱۹ میلیون دلار صرفه‌جویی کنند. پلتفرم این شرکت در تولید آثاری مانند مجموعه اربابان آسمان (Masters of the Air) برای اپل تی‌وی و سریال جنتلمن‌ها (The Gentlemen) برای نتفلیکس به کار رفته است.

ریسک سپردن نقش‌ها به هوش مصنوعی

هوش مصنوعی می‌تواند فیلمنامه‌ای نسبتاً منسجم سرهم کند و تصاویری بسازد که در نگاه اول باورپذیر به نظر برسند. بااین‌حال، هنوز فاصله زیادی تا روزی داریم که این فناوری بتواند بدون کمک انسان صحنه بنویسد، مراحل تولید را سازمان‌دهی کند، بازی‌های طبیعی ارائه دهد و فیلم بسازد.

در آینده قابل پیش‌بینی، صنعت سینما همچنان به خلاقیت و نگاه نویسندگان، بازیگران، کارگردانان، طراحان و دیگر اعضای گروه تولید وابسته خواهد بود. این افراد نیز به‌روشنی نشان داده‌اند که اگر قرار باشد هوش مصنوعی در نقش اول ظاهر شود، حاضر نیستند در یک صحنه با آن همکار باشند.

جلوگیری از جایگزینی مشاغل خلاقانه با هوش مصنوعی یکی از دلایل اصلی اعتصاب اتحادیه بازیگران سینما و تلویزیون آمریکا (SAG-AFTRA) در سال ۲۰۲۳ بود؛ اعتصابی که بیش از ۵ میلیارد دلار خسارت اقتصادی به همراه داشت.

مخاطبان نیز تا حد زیادی همین دیدگاه را دارند و بارها استفاده خلاقانه از هوش مصنوعی مولد را مورد انتقاد قرار داده‌اند. این واکنش‌ها فقط به پروژه‌هایی با تولید گسترده مبتنی بر هوش مصنوعی، مانند فیلم Misaligned با بازیگر هوش مصنوعی تیلی نوروود، محدود نمی‌شود؛ حتی فیلم‌هایی که استفاده محدودی از این فناوری داشته‌اند، مانند Young Washington، با انتقادهایی روبه‌رو شده‌اند.

هرچند این فناوری پیوسته پیشرفت می‌کند، الگوریتم‌ها همچنان به تولید روایت‌های ناهماهنگ، الگوهای تکراری و تصاویری با ظاهر غیرطبیعی شهرت دارند. به همین دلیل، حتی استفاده از هوش مصنوعی مولد در طراحی یک پوستر تبلیغاتی ساده نیز می‌تواند واکنش منفی مخاطبان را برانگیزد؛ اتفاقی که پیش‌تر هم رخ داده است.

ممکن است خود فیلم کاملاً دیدنی و قابل قبول باشد، اما همان برچسب استفاده از هوش مصنوعی می‌تواند بسیاری از مخاطبان را از خرید بلیت منصرف کند؛ درست مانند امتیاز ضعیف منتقدان که گاهی به‌تنهایی بر تصمیم تماشاگران اثر می‌گذارد.

هوش مصنوعی در هالیوود چه نقشی دارد؟

بااین‌حال، باید میان دو نوع استفاده از هوش مصنوعی تفاوت مهمی قائل شد. سریال جنتلمن‌ها محصول نتفلیکس، با وجود استفاده از این فناوری، نقدهای مثبتی از سوی منتقدان و مخاطبان دریافت کرد.

تفاوت در این بود که هوش مصنوعی صرفاً در پشت صحنه به کار گرفته شد: برای تجزیه‌وتحلیل فیلمنامه پرتحرک سریال، کمک به تصمیم‌گیری‌های مربوط به فیلم‌برداری و روان‌تر کردن روند تولید. تماشاگران نه تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی دیدند و نه با داستانی روبه‌رو شدند که الگوریتم‌ها آن را شکل داده باشند.

تولیدات سینمایی متعددی اکنون از هوش مصنوعی به همین شیوه استفاده می‌کنند. این فناوری مسئولیت کارهای تکراری و وقت‌گیر مرحله پیش‌تولید را بر عهده می‌گیرد؛ کارهایی مانند تجزیه فیلمنامه به صحنه‌ها، تنظیم برنامه فیلم‌برداری و تدوین برنامه بودجه. وظایفی که هیچ تأثیر مستقیمی بر آنچه در نهایت روی پرده دیده می‌شود، ندارند.

چنین تغییری قرار نیست اعتصاب پرهزینه دیگری به راه بیندازد. نویسنده این مقاله که سابقه کار به‌عنوان دستیار کارگردان در هالیوود را دارد، معتقد است بخش عمده نیروی کار این صنعت با واگذاری این وظایف به هوش مصنوعی موافق خواهد بود.

تولید فیلم محیطی طاقت‌فرسا و پراسترس است. روزهای کاری ۱۲ ساعته در آن کاملاً معمول‌اند و شیفت‌های ۱۶ ساعته نیز چندان عجیب نیستند. هیچ‌کس این فشار را تحمل نمی‌کند چون از بررسی برگه‌های برنامه‌ریزی برای پیدا کردن تداخل‌های زمانی یا محاسبه ریزبه‌ریز هزینه‌ها لذت می‌برد.

این وظایف برای موفقیت یک پروژه سینمایی ضروری‌اند، اما افراد خلاق ترجیح می‌دهند وقت خود را صرف جنبه‌های خلاقانه کار کنند.

هوش مصنوعی در صنعت سینما

مزایای خودکارسازی کارهای خسته‌کننده

هوش مصنوعی، در مقابل، برای انجام فرایندهای ملال‌آور مرحله پیش‌تولید کاملاً مناسب است. برخلاف فعالیت‌های خلاقانه، در انجام این وظایف نیز می‌تواند عملکرد بهتری از انسان داشته باشد. این فناوری حجم بسیار بیشتری از اطلاعات را با سرعتی بالاتر پردازش می‌کند و برخلاف انسان، به دلیل خستگی یا بی‌حوصلگی دچار خطا نمی‌شود.

مرحله پیش‌تولید یک فیلم هالیوودی معمولاً بین سه تا هفت ماه طول می‌کشد. تهیه یک سند ساده برای تفکیک و تحلیل صحنه‌های فیلمنامه ممکن است چند روز زمان ببرد. اما با کمک هوش مصنوعی، می‌توان همان سند را در چند دقیقه تولید کرد. طبق اطلاعات منتشرشده از سوی Filmustage، خودکارسازی این فرایندها تاکنون بیش از ۵٫۲ میلیون ساعت کار دستی را حذف کرده است.

شاید خودکارسازی وظایف به‌ظاهر خسته‌کننده پیش‌تولید، به اندازه جایگزین کردن بازیگران سرشناس با ستاره‌های هوش مصنوعی یا تولید جلوه‌های بصری به‌جای اجرای سنتی آن‌ها صرفه‌جویی ایجاد نکند. بااین‌حال، پیش‌تولید به‌طور متوسط ۱۰ تا ۱۵ درصد از کل بودجه یک فیلم را به خود اختصاص می‌دهد.

برای درک ابعاد این صرفه‌جویی، کافی است بدانیم که چنین نسبتی می‌توانست حدود ۸۰ میلیون دلار از هزینه تولید ۵۳۷ میلیون دلاری فیلم جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد (Star Wars: The Force Awakens) کم کند. این رقم برای استودیوها قابل توجه است؛ آن هم بدون آنکه خطر دل‌زده کردن مخاطبان یا از دست دادن تماشاگران را به همراه داشته باشد.

البته برای آنکه استفاده از هوش مصنوعی نتیجه مطلوبی داشته باشد، هدف نباید صرفاً کاهش بودجه باشد. استودیوها باید این فناوری را فرصتی برای اختصاص زمان، پول و توجه بیشتر به چیزهایی بدانند که واقعاً برای مخاطبان اهمیت دارند: پرداخت بهتر فیلمنامه‌ها، ارتقای جلوه‌های ویژه و بهبود اجرای بازیگران.

به بیان دیگر، هدف باید ساخت فیلم‌های بهتر باشد.

مسئله اصلی هوش مصنوعی در هالیوود، خود فناوری نیست. خودکارسازی سال‌هاست که فرایندهای خلاقانه را ساده‌تر کرده و تا امروز نیز مخالفت گسترده‌ای با آن وجود نداشته است. نگرانی واقعی زمانی آغاز می‌شود که کاهش هزینه‌ها و کوچک‌تر شدن گروه‌های تولید، کیفیت نسخه نهایی فیلم را قربانی کند.