با گسترش هوش مصنوعی در عرصه هنر، نخستین موزه اختصاصی هنر مبتنی بر هوش مصنوعی با نام DATALAND در شهر لسآنجلس فعالیت خود را آغاز کرده است؛ فضایی که تلاش میکند تعریف سنتی موزه را تغییر دهد و تجربهای زنده، تعاملی و مبتنی بر داده را در اختیار بازدیدکنندگان قرار دهد.
این موزه که توسط هنرمند رسانههای دیجیتال رفیق آنادول و همکارش افسون ارکیلیچ بنیانگذاری شده، در زمینی به وسعت بیش از ۲۳۰۰ متر مربع و شامل پنج گالری طراحی شده است. نخستین نمایشگاه آن با عنوان Machine Dreams: Rainforest، بازدیدکنندگان را به سفری غوطهور در دل جنگلهای بارانی میبرد؛ اما نه با تصاویر مستند، بلکه از طریق دادههایی که به کمک هوش مصنوعی به تجربهای هنری تبدیل شدهاند.
هوش مصنوعی که با دادههای واقعی طبیعت آموزش دیده است
هسته اصلی این نمایشگاه، سامانهای با نام Large Nature Model است؛ مدلی هوش مصنوعی که بر پایه آرشیوی گسترده از اطلاعات زیستمحیطی آموزش دیده است. این دادهها از مؤسسات پژوهشی، سازمانهای محیطزیستی و همچنین مشاهدات میدانی و دادههای اختصاصی جمعآوریشده توسط استودیو تأمین شدهاند.
در نتیجه، محیط نمایشگاه بهصورت لحظهای تغییر میکند و تصاویر، صداها، نور، رایحه و تعاملات، همگی بر اساس دادههای واقعی طبیعت و رفتار بازدیدکنندگان شکل میگیرند.
وقتی ضربان قلب بخشی از اثر هنری میشود
یکی از ویژگیهای متفاوت DATALAND استفاده از ابزارهای پوشیدنی برای ایجاد ارتباط میان مخاطب و اثر هنری است.
بازدیدکنندگان میتوانند یک حسگر زیستی پزشکی روی مچ دست خود ببندند که اطلاعاتی مانند ضربان قلب، دمای پوست و میزان رسانایی آن را بهصورت لحظهای ثبت میکند. همچنین دستگاه دیگری که دور گردن قرار میگیرد، مجموعهای از رایحههای اختصاصی را متناسب با مسیر هر فرد در نمایشگاه منتشر میکند.
اطلاعات ثبتشده مستقیماً وارد سامانه هوش مصنوعی میشوند و بر نحوه تولید صدا، تصویر و فضای نمایشگاه تأثیر میگذارند. به این ترتیب، هر بازدیدکننده تجربهای منحصربهفرد خواهد داشت و اثر هنری در واکنش به حضور او تغییر میکند.
جنگل بارانی روی دیوارهای موزه جان میگیرد
بزرگترین فضای موزه با نام Data Pavilion میزبان نمایشی فراگیر است که با استفاده از ۸۴ پروژکتور همگام، دیوارها و سقف را به بومهای متحرک تبدیل میکند.
همزمان، سامانه صوتی متشکل از ۲۰۰ کانال، صداهایی را تولید میکند که مستقیماً از دادههای جنگلهای بارانی الهام گرفتهاند. ضربان قلب و حرکت بازدیدکنندگان نیز به الگوهای صوتی تبدیل میشود و هشت رایحه مختلف، از بوی میوههای استوایی گرفته تا رطوبت قارچهای کف جنگل و رایحه جانوران ناشناخته، در طول تجربه منتشر میشوند.
خلق آثار هنری توسط بازدیدکنندگان با کمک دادهها
یکی دیگر از بخشهای موزه هنر هوش مصنوعی Latent Gallery نام دارد؛ فضایی که صرفاً برای تماشا نیست.
در این گالری، بازدیدکنندگان میتوانند آرشیو دادهها را بررسی کنند، الگوهای پنهان را کشف کنند و از طریق ایستگاههای تعاملی، آثار هنری مبتنی بر داده یا همان «نقاشیهای دادهای» خلق کنند.
دادههای خوراکی؛ وقتی اطلاعات به غذا تبدیل میشوند
تجربه DATALAND تنها به تصویر و صدا محدود نمیشود.
این موزه هنر هوش مصنوعی برنامهای آشپزی نیز ارائه کرده که در آن دادههای مربوط به زیستگاه، شرایط اقلیمی و ویژگیهای شیمیایی گونههای مختلف طبیعی، به طعمها و دستورهای غذایی تبدیل میشوند. در واقع دادههای علمی الهامبخش نوشیدنیها و خوراکیهایی هستند که در موزه سرو میشوند؛ رویکردی که سازندگان آن از آن با عبارت «دادههای خوراکی» یاد میکنند.
اتاقی که احساس جمعی بازدیدکنندگان را به تصویر میکشد
در گالری دیگری با نام Sanctuary، اطلاعات جمعآوریشده از ابزارهای پوشیدنی بازدیدکنندگان به یک نقاشی دیجیتال عظیم تبدیل میشود. این اثر که دائماً در حال تغییر است، تصویری از آنچه سازندگان «دمای احساسی جمعی» مینامند ارائه میدهد.
همزمان رایحه گل کمیاب Moonflower از جنگلهای آمازون نیز در فضا منتشر میشود؛ گلی که تنها یک شب در سال شکوفا میشود.
آیا هنر تولیدشده با هوش مصنوعی واقعاً هنر است؟
افتتاح نخستین موزه اختصاصی هنر هوش مصنوعی، بحثهای قدیمی درباره ماهیت هنر تولیدشده با هوش مصنوعی را دوباره زنده کرده است.
منتقدان معتقدند آثار خلقشده با هوش مصنوعی را نباید همتراز هنر انسانی دانست، در حالی که طرفداران این رویکرد میگویند آنچه اهمیت دارد، تجربه هنری و تعامل مخاطب با اثر است، نه صرفاً ابزار تولید آن.
در کنار این بحث، موضوع مصرف انرژی مدلهای هوش مصنوعی نیز همچنان محل انتقاد است. هرچند مسئولان موزه اعلام کردهاند زیرساخت ابری مورد استفاده آن عمدتاً از انرژیهای بدون کربن بهره میبرد، اما نگرانیها درباره اثرات زیستمحیطی مراکز داده همچنان پابرجاست.
آینده موزهها چگونه خواهد بود؟
DATALAND بیش از آنکه مجموعهای از آثار هنری باشد، آزمایشگاهی برای آینده موزهها به نظر میرسد؛ جایی که ساختمان تنها محل نگهداری آثار نیست، بلکه خود به موجودیتی پویا تبدیل میشود که داده دریافت میکند، آنها را پردازش میکند و در لحظه به حضور مخاطبان واکنش نشان میدهد.
این رویکرد میتواند نگاه سنتی به موزه را تغییر دهد؛ از فضایی برای تماشای آثار ثابت، به محیطی زنده که هر بار تجربهای متفاوت و منحصربهفرد برای هر بازدیدکننده خلق میکند.
https://www.creativebloq.com/ai/whats-actually-in-the-worlds-first-ai-art-museum










