در حالی که بخش بزرگی از صنعت انیمیشن به سمت تولید دیجیتال، واقعگرایی بیشتر و استفاده گسترده از هوش مصنوعی حرکت میکند، استودیوی لایکا مسیر متفاوتی را دنبال میکند. این استودیوی آمریکایی که با فیلمهایی مانند Coraline، ParaNorman و Kubo and the Two Strings شناخته میشود، همچنان به استاپموشن و ساخت فیزیکی عروسکها و صحنهها متکی است؛ روشی که امروز بیش از هر زمان دیگری پرهزینه و زمانبر به نظر میرسد
فیلم جدید لایکا، Wildwood، نمونه تازهای از این رویکرد است. داستان فیلم درباره نوجوانی به نام «پرو» است که برای نجات برادر نوزادش وارد جنگلی مخفی و جادویی میشود. این فیلم بر اساس رمان سال ۲۰۱۱ کالین مِلوی و کارسون الیس ساخته شده و حدود ۱۵ سال در مرحله توسعه و تولید بوده است.

یکی از نکات قابل توجه درباره Wildwood، مقیاس تولید آن است. فیلم در ۱۳۶ لوکیشن منحصربهفرد ساخته شده؛ بیش از دو برابر ۶۰ لوکیشن فیلم Kubo and the Two Strings. تمامی این فضاها به صورت فیزیکی و به شکل دکورهای واقعی ساخته شدهاند.
در استاپموشن، هر حرکت باید به صورت جداگانه و فریمبهفریم ایجاد شود. حرکت دست یک شخصیت، پلک زدن، وزش باد در موها یا حرکت یک پرنده، همگی نتیجه جابهجایی فیزیکی عروسک و ثبت تصاویر متعدد هستند. همین فرآیند، تولید استاپموشن را به کاری کند، پرهزینه و بسیار وابسته به نیروی انسانی تبدیل میکند.
در Wildwood نیز میتوان رد این فرایند را در جزئیات مشاهده کرد. برای نمونه، در یکی از نماهای فیلم، موهای پرو هنگام دوچرخهسواری در باد حرکت میکند؛ حرکتی که نتیجه ساخت و جابهجایی فیزیکی عروسک در طول فیلمبرداری است.
همین نقصها و تفاوتهای کوچک، یکی از ویژگیهای اصلی استاپموشن لایکا محسوب میشوند. حرکت عروسکها کاملاً بینقص و شبیه شبیهسازیهای دیجیتال نیست. همین تفاوتهای ظریف باعث میشوند شخصیتها و اشیای فیلم، وزن و حضور فیزیکی بیشتری داشته باشند.
این ویژگی را پیشتر نیز میشد در فیلمهای لایکا دید. برای مثال، «مادر دیگر» در Coraline فقط به دلیل ظاهر غیرمعمولش ترسناک نبود؛ نوع حرکت و لرزشهای جزئی عروسک نیز در ایجاد حس ناآرامکننده شخصیت نقش داشت. در Kubo and the Two Strings نیز حرکت اسکلت غولپیکر روی ساحل، به دلیل استفاده از یک عروسک فیزیکی، کیفیتی متفاوت از یک موجود کاملاً دیجیتال داشت.

البته لایکا از فناوری دیجیتال بیبهره نیست و بخشهایی از تولید آثارش با ابزارهای کامپیوتری انجام میشود. با این حال، هسته اصلی فرایند همچنان بر ساخت و حرکت دادن اشیای واقعی استوار است؛ چیزی که باعث میشود تصمیمهای خلاقانه سازندگان مستقیماً در نتیجه نهایی دیده شود.
این رویکرد در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا کرده که هوش مصنوعی به سرعت در حال تغییر فرایند تولید تصویر و انیمیشن است. کریس باتلر، فیلمنامهنویس Wildwood، پیشتر گفته است که امیدوار است این فیلم به نوعی ندای جمعی برای صنعت انیمیشن در برابر گسترش هوش مصنوعی تبدیل شود.
Wildwood هنوز نشان نمیدهد که استاپموشن قرار است جایگزین انیمیشن دیجیتال شود. اما رویکرد لایکا یادآوری میکند که ارزش یک اثر انیمیشنی فقط در میزان جزئیات یا بینقص بودن تصویر خلاصه نمیشود. گاهی همین ردپای دست انسان، نقصهای کوچک و حضور فیزیکی مواد و عروسکهاست که به یک اثر شخصیت میدهد؛ ویژگیای که در دوره تولید فزاینده آثار با ابزارهای هوش مصنوعی، بیش از گذشته به چشم میآید.

