روز جهانى دیزاین و رویداد «هفته گرافیک تهران» نزدیک است. به همین مناسبت و طبق قولى که داده بودیم، با مطالب متنوع به پیشواز این رویداد مىرویم. به سراغ دوستانى که سال گذشته سهمى در این رویداد داشتند و طراحانى که در سال هاى گذشته به سهم خود نقشی در پیشرفت گرافیک ایران ایفا کردهاند. یادآورى رویدادها، ارزش گذارى و تلاشی است براى فراموش نکردن چیزهایى که دوست داریم و به آن عشق مى ورزیم:
عباس سارنج طراح گرافیک قدیمی به دلیل کسالت با بازنشستگی زودهنگام از سال ۱۳۷۷ در انزوایی خود خواسته در روستایی نزدیک تهران گوشه گرفته و فقط به کار نقاشی دل بسته و به قول خودش از تمامی روزمرهگیها و جنجالهای هنری و غیرهنری و آلودگیهای شهری به آرامش و تنهایی پناه برده است.
عباس سارنج متولد خرداد ۱۳۲۵ در شهر زیبا و تاریخی اصفهان است. اگر چه در خانوادهای همه اهل موسیقی که بسیاری از ایشان از نوازندگان چیرهدست و برجسته و مهم موسیقی ایرانی هستند بزرگ شده، اما از کودکی علاقهاش را به نقاشی و مجسمه سازی بروز داده و پس از دوران ابتدایی خود را به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان میرساند. اگر چه کتاب و کتابخوانیهای فراوان یا به قول خودش مسابقهی کتابخوانی با دوستان، او را با ادبیات ایران و جهان آشنا کرده و میتوانسته همچون برادر بزرگتر به ادبیات و زبان پناه برد، شوق نقاشی غلبهی بیشتری میکند تا در سال ۱۳۴۴ از هنرستان فارغالتحصیل و در همان سال در کنکور دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته و به کارگاه استاد حمیدی وارد میشود.

سر پرشور و نوجوی او که شیوههای سنتی آموزش را برنمیتابد از هنرستان تا دانشگاه او را نوگرا میپرورد و پایداریاش در شیوههای امپرسیونیسم و فوویسم به جای ساخت و سازهای کهنه، توجه استادان تحصیل کرده را برمیانگیزد. وقتی استادان کارهای دانشجویی او را تائید میکنند با جرأتی افزون راه و روش نقاشی نوین را پی میگیرد.
نوجوییهای او و شناختش از گرافیک معاصر که قبلاً با آثار تصویرسازی در کتاب هفته، تلنگر خورده بود در سال دوم با حضور مرتضی ممیز و اضافه شدن واحد گرافیک به درسهای نقاشی، او را به سمت طراحی گرافیک رهنمون میشود تا در سال ۱۳۴۶ با معرفی ممیز و حضور در آژانس تبلیغاتی «فاکوپا» به سرپرستی فرهاد هرمزی آیندهاش در رشتهی گرافیک رقم میخورد.
با بسیاری از طراحان بنام آشنا و نزدیک میشود و میآموزد و طراحی گرافیک، حرفهی اصلی او میشود و تا آغاز دوران بازنشستگی در اداره فعالیتهای فوق برنامه دانشگاه تهران، فرهنگسرای نیاوران، تالار رودکی، مرکز هنرهای تجسمی و مرکز هنرهای نمایشی مشغول به کار میشود.
از سال ۱۳۵۱ علاوه بر آموزش طراحی و نقاشی، تهیه و تولید بروشورها و پوسترهای تئاتر ۲۱ نمایشگاه پربیننده و مهم از آثار کاریکاتور، طنز نگاری و عکاسی از هنرمندان برجستهی ایران و جهان را برگزار میکند.
فعالیت پر ثمر دیگر سارنج، چاپ و نشر پوستر و آلبوم از مشاهیر ادب و هنر ایران و جهان است، همراه ارائهی مختصری از زندگینامههای ایشان که دانشجویان بسیاری خواستار و خریدار آنها میشوند و همچنین تدارک نمایش فیلم از زندگی هنرمندان و ترتیب سخنرانیهای اساتید معتبر در تمام زمینههای هنری، او خود مینویسد: «مخلص کلام اینکه تالار عبید تمام هم و کوشش خود را دربارهی مسئولیتی که برای بالا بردن دانش و بینش هنری بازدیدکنندهها و علاقهمندان بود، انجام داد و … »

عباس سارنج در طول زندگی پربار خود تاکنون بیش از ۳۰ نمایشگاه فردی و جمعی در ایران و جهان برگزار کرده که تعدادی از آنها به شرح زیر است:
۱۳۴۷ تالار نقش، تهران/ ۱۳۴۸ تالار نقش، تهران/ ۱۳۵۰ دانشکده هنرهای زیبا تهران/ ۱۳۵۲ تالار فرهنگ، مسجد سلیمان/ ۱۳۵۴ تالار قندریز، تهران/ ۱۳۵۵ گالری لوترک، تهران/ ۱۳۵۵ پنجاه سال گرافیک ایران، تهران/ ۱۳۵۶ نمایشگاه بین المللی کاریکاتور، تهران/ ۱۳۵۶ تالار قندریز، تهران/ ۱۳۵۷ نخستین نمایشگاه هنر گرافیک آسیا، تهران/ ۱۳۶۴ دومین بینال هنر، آسیا داکا/ ۱۳۶۵ موزه هنرهای معاصر، تهران/ ۱۳۶۵ سومین بینال هنر، آسیا داکا/ ۱۳۶۶ اولین نمایشگاه دوسالانه گرافیک طراحان، تهران/ ۱۳۶۸ دومین نمایشگاه دوسالانه گرافیک طراحان، تهران/ ۱۳۶۹ گالری افرند، به مناسبت بزرگداشت هزارمین سال شاهنامه فردوسی، تهران / ۱۳۷۲ گالری آریا، تهران/ ۱۳۷۳ گالری بامداد، تهران/ ۱۳۷۳ خانه ایران، پاریس، فرانسه/ ۱۳۷۸ گالری الهه، تهران/ ۱۳۸۲ نمایشگاه جشن مهرگان، اورنج کانتی، کالیفرنیا/ ۱۳۸۳ گالری الهه، تهران/ ۱۳۸۶ گالری ماه مهر، تهران
عباس سارنج اگر چه در انزوا است؛ اما همچنان با تیزهوشی هنر و جامعه را نقد میکند و مراقب است و پرکار نقاشی میکند. خود را به بالای کوهها میرساند و زمین را زیر پای خود مینوردد. همچنان دوران جوانی قلهها و بلندیها را از آن و لایق خود، هنر و انسان معاصر میخواهد.
ابراهیم حقیقی





















