کمتر شخصیت کارتونی را میتوان پیدا کرد که در طول هشت دهه، تقریباً بدون تغییر در حافظه چند نسل باقی مانده باشد. تام و جری از معدود برندهای تصویری تاریخ انیمیشن هستند که زبانشان از مرز فرهنگها عبور کرده است؛ دو شخصیت که بدون نیاز به دیالوگهای پیچیده، برای مخاطبان کشورهای مختلف قابل فهم بودهاند.
اما فیلم Tom & Jerry: Forbidden Compass مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. این بار تام و جری نه در خانههای حومه شهر آمریکا، بلکه در جهانی الهامگرفته از اسطورهها، معماری و زیباییشناسی شرق آسیا ظاهر میشوند؛ تغییری که بیش از آنکه داستانی باشد، یک تغییر در زبان بصری این مجموعه محسوب میشود.
انتشار کلیپ جدید فیلم که در آن یک موش غولپیکر الهامگرفته از هیولاهای «کایجو» ظاهر میشود، بار دیگر توجه رسانهها را به این پروژه جلب کرده است. با این حال، نکته جالب فیلم صرفاً حضور یک موجود عظیمالجثه نیست. آنچه Forbidden Compass را به پروژهای قابل توجه تبدیل میکند، تلاش آن برای بازتعریف یکی از شناختهشدهترین IPهای تاریخ انیمیشن در بستری فرهنگی و بصری متفاوت است.
از حومه آمریکا تا جهان اسطورههای شرقی
بخش مهمی از هویت تام و جری در طول دههها به سادگی جهان آن وابسته بوده است. بیشتر داستانها در محیطهایی آشنا رخ میدادند؛ خانهها، خیابانها، باغها و فضاهایی که نقش پسزمینهای برای تعقیب و گریزهای مشهور این دو شخصیت داشتند.
در Forbidden Compass این الگو تغییر میکند. فیلم مخاطب را وارد جهانی فانتزی میکند که از افسانهها، موجودات اسطورهای، معماری سنتی و فرهنگ بصری شرق آسیا تأثیر گرفته است. در چنین فضایی، تام و جری دیگر صرفاً دو شخصیت کمدی نیستند؛ آنها به بخشی از یک جهان داستانی بزرگتر تبدیل میشوند.
این تغییر فقط یک جابهجایی جغرافیایی نیست. وقتی یک مجموعه کلاسیک از بستر فرهنگی آشنای خود خارج میشود، زبان بصری آن نیز ناچار به تغییر است. طراحی محیطها، رنگها، موجودات و حتی ریتم روایت باید با جهان تازه هماهنگ شود.
وقتی زبان بصری فیلم تغییر میکند
یکی از جذابترین جنبههای Forbidden Compass تلاش برای ترکیب عناصر بصری شناختهشده تام و جری با نشانههای فرهنگ شرقی است.
در تصاویر و کلیپهای منتشرشده، میتوان تأثیر معماری سنتی، موجودات افسانهای و فضاهای فانتزی الهامگرفته از فرهنگ چین را مشاهده کرد. حتی در برخی صحنهها، سبک بصری فیلم از حالت رایج انیمیشنهای سهبعدی فاصله میگیرد و به جلوههایی نزدیک میشود که یادآور نقاشیهای مرکب شرقی هستند.
نمونه بارز این رویکرد را میتوان در سکانس حضور موش غولپیکر فیلم مشاهده کرد؛ جایی که فضای اثر به جهان فیلمهای کایجو نزدیک میشود. استفاده از چنین ارجاعاتی نشان میدهد سازندگان صرفاً قصد نداشتهاند تام و جری را به یک کشور جدید ببرند، بلکه تلاش کردهاند زبان تصویری فیلم را نیز با آن جهان هماهنگ کنند.
برای طراحان و انیماتورها، این بخش از پروژه شاید حتی مهمتر از خود داستان باشد. زیرا فیلم نمونهای از فرایند «ترجمه فرهنگی» در طراحی است؛ فرایندی که طی آن یک برند تصویری جهانی تلاش میکند با استفاده از نشانههای یک فرهنگ دیگر، برای مخاطبان جدید معنا پیدا کند.
بازطراحی یک IP هشتاد ساله
(IP مخفف Intellectual Property یا «مالکیت فکری» است.)
یکی از دشوارترین چالشهای هر بازآفرینی، حفظ تعادل میان نوآوری و هویت است.
اگر همه چیز بدون تغییر باقی بماند، مخاطب دلیل چندانی برای توجه به نسخه جدید نخواهد داشت. از سوی دیگر، اگر تغییرات بیش از حد گسترده باشند، خطر از بین رفتن هویت اصلی اثر وجود دارد.
Forbidden Compass دقیقاً در همین نقطه قرار گرفته است.
سؤال مهم این نیست که آیا طراحی محیطها یا شخصیتهای جدید جذاب هستند یا نه. سؤال مهمتر این است که آیا مخاطب همچنان تام و جری را در دل این جهان تازه تشخیص میدهد؟
بخش بزرگی از موفقیت تاریخی این مجموعه به رابطه ساده و قابل فهم میان دو شخصیت اصلی وابسته بوده است. هر تغییری که این رابطه را تحتالشعاع قرار دهد، ممکن است بخشی از هویت مجموعه را تضعیف کند.
به همین دلیل، بازطراحی یک IP کلاسیک همیشه فراتر از تغییر ظاهر است. طراحان باید تصمیم بگیرند کدام عناصر باید حفظ شوند و کدام بخشها میتوانند برای مخاطب امروز بازتعریف شوند.
آیا جهانی شدن به معنای محلی شدن است؟
Forbidden Compass را میتوان بخشی از روندی بزرگتر در صنعت سرگرمی دانست.
در سالهای اخیر، بسیاری از استودیوهای بزرگ تلاش کردهاند آثار خود را برای بازارهای منطقهای مهمتر کنند. این موضوع فقط به ترجمه زبان محدود نمیشود؛ بلکه شامل استفاده از عناصر فرهنگی، روایتهای محلی و زیباییشناسی آشنا برای مخاطبان هر منطقه نیز هست.
در چنین شرایطی، یک شخصیت جهانی دیگر صرفاً متعلق به یک فرهنگ نیست. او باید بتواند در فرهنگهای مختلف معنا پیدا کند.
از این منظر، Forbidden Compass را میتوان تلاشی برای بازتعریف تام و جری در بستری دانست که بهطور خاص برای مخاطبان آسیایی آشناتر و قابل لمستر است. این رویکرد فرصتهای تازهای برای گسترش یک برند ایجاد میکند، اما همزمان این پرسش را نیز مطرح میکند که یک اثر تا چه اندازه میتواند تغییر کند و همچنان هویت اصلی خود را حفظ کند.

جمعبندی
فیلم Tom & Jerry: Forbidden Compass فقط یک ماجراجویی تازه برای تام و جری نیست. این پروژه نمونهای از تلاش برای بازتعریف یک برند تصویری کلاسیک در بستری فرهنگی متفاوت است؛ تلاشی که بیش از هر چیز در طراحی جهان، فضای بصری و استفاده از عناصر فرهنگ شرقی خود را نشان میدهد.
برای مخاطبان طراحی و انیمیشن، جذابترین بخش ماجرا نه حضور هیولاهای غولپیکر و نه حتی داستان فیلم، بلکه مشاهده فرایندی است که طی آن یک IP هشتاد ساله تلاش میکند با زبان بصری تازهای با مخاطبان امروز ارتباط برقرار کند.
شاید مهمترین سؤال Forbidden Compass نیز همین باشد:
آیا تام و جری با ورود به این جهان تازه، هویت خود را گسترش دادهاند یا بخشی از آن را پشت سر گذاشتهاند؟

